X
تبلیغات
مدیریت و دانستنیهای مدیریتی - خلاصه كتاب تئوري سازمان نوشته : خانم جو هچ - فصل اول

چرا تئوری سازمان را مطالعه می کنید؟

در آکسفورد تئوری را چنین تعریف کرده اند:

تئوری: 1) سیستمی از ایده ها است که چیزی را تبیین می کند، به طور خاص سیستمی که متکی بر اصول اصلی است. 2) دیدگاهی نظری 3) فضای دانش تجریدی یا تفکر نظری 4) شرح اصول یک علم

تئوری پرداز: مبدع یا صاحب یک یا چند تئوری

تئوری پردازی: درگیرشدن در ساخت یک یا چند تئوری

تئوری نوعی تبیین است، یعنی تلاشی برای تبیین بخشی از تجربه در جهان.

پدیده مورد بررسی: پدیده خاصی که یک تئوری آن را تبیین می کند: (مثال: سازمان که توسط  تئوری سازمان تبیین می شود)

در نهایت تئوری را می توان چنین تعریف کرد: تئوری ها از یک سری واقعیات شکل گرفته است که از مفاهیم تشکیل شده اند. پوزیتیویست ها عقیده دارند که تئوری ها را می توان بصورت فرمول بیان کرد.

مفاهیم طبقه بندی هایی را برای نظم دهی سازمان دهی و ذخیره سازی تجربه فراهم می سازد. مفاهیم ایده هایی هستند که از طریق فرایند انتزاعی سازی شکل می گیرند (انتزاعی سازی: شکل گیری یک ایده از طریق تفکیک سازی ذهنی از نمونه های خاص)

هیچ پایانی برای غنی سازی مفاهیم وجود ندارد و می توان از طریق افزودن مفاهیم پایه دانش خود را توسعه داد.

وقتی مفاهیم را با هم پیوند می دهیم، تئوری ها و دانش شکل می گیرد. مفاهیم از انتزاعیات شکل گرفته اند و خود شکل دهنده تئوری ها هستند. دیدگاه های مختلف، تئوری ها و در نتیجه ادبیات متفاوتی دارند.

برای برخی "تئوری" اصطلاحی مبالغه آمیز و تهدید کننده است و سازمان واژه ای انتزاعی است، با کنار هم قرار دادن این دو واژه تئوری سازمان شکل می گیرد که به نظر خشک و غیر قابل تحمل می رسد.

هچ: به علت گوناگونی حوزه های دیگر مطالعه که تئوری سازمان از آنها الهام می گیرد و به دلیل اینکه نمی توان سازمان ها را صرفا به وسیله یک تئوری واحد تبیین کرد، تئوری سازمان همیشه متنوع بوده و همیشه تئوری های متعددی در خود خواهد داشت.

کاربرد تئوری ها چیست؟

1- این حوزه مطالعه شیوه های مؤثر اندیشیدن را به روی ما می گشاید.

2- به تحلیل موقعیت های پیچیده و کشف ابزار اثر بخش برخورد با آنها کمک می کند.

3- ذهن را نسبت به جنبه های متعدد زندگی درون و برون سازمان باز می کند.

4- Application of theory is creative act

این مسئله که فکر کنیم تئوریها راه حل دقیقی برای حل مسئله ارائه می دهند ساده لوحانه است.

وظیفه اصلی علم این نکته است که کدام تئوری ها صحیح ترند.

یکی از مسائل فراروی آزمون تئوریهای سازمانها به شیوه علمی آن است که پدیده های مورد بررسی غالبا به صورت مستقیم قابل تایید نیستند، یعنی آنچه می توان مشاهده کرد از مفاهیم و روابط تئوریک که می خواهیم آن را آزمون کنیم به مراتب فاصله دار تر است.

در این مثال تئوری پردازان نمی توانند در مورد آنچه عملکرد را تشکیل می دهد یا چگونگی سنجش آن توافق کنند.

پیچیدگی سازمان، تنوع تئوری سازمان و نگاه های چندگانه به آن را منجر می شود. اولین بار مورگان دیدگاه های مختلف را در کتابparadigms & organizational analysis  sociological طبقه بندی نمود.

پیچیدگی و گوناگونی سازمان ها نشان می دهد که نگاه های مورد استفاده شما، برداشتهایتان را از واقعیت سازمانی تحت تاثیر قرار خواهد داد. توجه به جنبه های خاص سازمان به معنی نادیده گرفتن جنبه های دیگر است. البته پذیرفتن نگاه های متعدد نسبت به نگاه تک بعدی جنبه های بیشتری از سازمان را روشن می سازد. نگاه های متعدد نیز چون بر اساس پیش فرض های متعدد و متنوع تدوین می شوند مفاهیم و نگاه های رقیب یا متعارض پدید می آورند که نتیجه آن ممکن است تئوری سازمان نا مطمئن، مبهم و متناقض باشد.

در این کتاب سه دیدگاه مدرن، نمادین- تفسیری و پست مدرن مورد بررسی قرار می گیرد. برای مقایسه این سه دیدگاه باید دو عنصر فلسفی را بررسی کرد.

1- هستی شناسی (ontology) : توجه به مفرضات ما در مورد واقعیت

2- معرفت شناسی (epistemology): چگونه می توانیم به شناخت برسیم، چگونه انسان دانش خلق می کند، چگونه واقعیت را نمایش می دهید یا توصیف می کنید؟

معرفت شناسی عینیت گرا بر این باور است که محقق یا هر فرد دیگری می تواند صرفا پدیده ها را از طریق مشاهده مستقل بشناسد.

از دیدگاه ذهنی گرایان، همه انواع دانش از جهان، اگر جهان به معنای عینی وجود دارد از طریق عالم پالایش می شوند و بدان طریق به نحوه ای قدرتمند بوسیله فرایندهای شناختی یا نیروهای اجتماعی و فرهنگی تغییر داده می شود.

 مدرن

 نمادین - تفسیری

 پست مدرن

 هستی شناسی

 عینیت گرایی، خارج از ذهن

 ذهنیت گرایی، درونی

 پست مدرنیسم، جهان از طریق زبان ظهور می کند

 معرفت شناسی

 کشف حقیقت از طریق مفهوم سازی، واقعیت عینی و فیزیکی مورد بحث است .

پدیده مورد مطالعه مستقل از مشاهده گر است.

 تفسیر گرایی، دانش به صورت اجتماعی ساخته شده، دانش نسبی است نه مطلق، تفاسیر چندگانه ای از واقعیت وجود دارد، واقعیت به معنا و توافق ما نیاز دارد

 هیچ دانشی نمی تواند دانش واقعی را توصیف کند چرا که معانی ساده وجود ندارد

 شناخت شناسی:

1. عینیت گرا: مدرنیسم، شناخت شناسی مقدم بر هستی شناسی است.

2. ذهنیت گرا : نمادین- تفسیری

3. موضع سوم: پست مدرن، ضرورت هستی شناسی و تبعیت شناخت شناسی از آن

 

+ نوشته شده توسط امیرعلی خمسه در دوشنبه سی ام بهمن 1391 و ساعت |