خلاصه کتاب " بازآفرینی سازمان"

با سلام خدمت کلیه دوستان

خلاصه کتاب " بازآفرینی سازمان" موضوع درس تحول سازمان را می توانید از طریق هر یک از نشانی های زیر دانلود نمائید:


http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=9fe3cfc2191a49deb2e753ca3cee1b71

http://pro.uploadpa.com/?file=138941833269546_تحول سازمانی.pdf


همچنین قابلیت دانلود مستقیم از طریق دسترسی مربوطه در انتهای Sidebar دست راست همین وبلاگ فراهم است.


خلاصه فصل اول كتاب رفتار سازمانی- استیفن رابینز، ترجمه دكتر علي پارسائيان و دكتر سيد محمد اعرابي

پيش درآمدي بر رفتار سازماني

تعريف رفتار سازماني :

در مرحله عمل مطالعه افراد انساني را مطالعه رفتار سازماني مي نامند . رفتار سازماني عبارت است از مطالعه منظم (سيستماتيک) عمليات ، اقدامات ، کارها و نگرش هاي افرادي که سازمان را تشکيل 
مي دهند . در رشته رفتار سازماني مطالعه منظم جايگزين قضاوت مشهودي مي شود ، يعني مدارک و شواهد علمي که در شرايط کنترل شده جمع آوري مي شود ، به شيوه اي معقول مورد سنجش و ارزيابي قرار مي گيرد و در رابطه با هر معلولي در پي علت بر مي آيد . در رابطه با عملکرد فرد نيز سه عامل نقش اساسي دارند : توليد (بهره وري) ، غيبت و جابجايي کارکنان . مديران به کيفيت و کميت توليد کارکنان توجه دارند ، حال آن که غيبت و جابجايي کارکنان بر بازده و توليد آنان اثر معکوس دارد . جابجايي کارکنان موجب افزايش هزينه ها مي شود و سازمان همواره با افرادي کم تجربه کار مي کند . مديران به سه علت به رضايت شغلي کارکنان توجه دارند :

1- مي توان بين رضايت شغلي فرد و توليد يا بهره وري يک رابطه مستقيم مشاهده کرد .

2- رضايت شغلي فرد با ميزان غيبت و جابجايي او رابطه معکوس دارد .

3- مديران در برابر کارکنان احساس مسئوليت انساني مي کنند واژه سازمان در آخرين بخش تعريف نشان مي دهد که رفتار سازماني ، رفتار فرد يا گروه را در رابطه با کار مورد توجه قرار مي دهد .

نقش رشته هاي علمي :

رفتار سازماني يک رشته کاربردي از علوم رفتاري است و بر پايه چندين رشته علوم رفتاري قرار دارد که عبارتند از : روان شناسي ، جامعه شناسي اجتماعي ، مردم شناسي و علوم سياسي ، روان شناسي در سطح خرد و بقيه در سطح کلان نقش ايفا مي کنند .

ادامه نوشته

خلاصه فصل اول كتاب مديريت منابع انساني- تاليف اسفنديار سعادت

مدیریت منابع انسانی

مدیریت منابع انسانی را شناسایی، انتخاب،استخدام، تربیت و پرورش نیروی انسانی به منظور نیل به اهداف سازمان تعریف کرده اند. منابع انسانی یک سازمان،تمامی افرادی است که در سطوح مختلف سازمان مشغول به کارند و منظور از سازمان، تشکیلات بزرگ یا کوچکی است که به قصد و نیتی خاص و برای نیل به اهدافی مشخص به وجود آمده است.

در تقسیم بندی سازمان، مدیریت منابع انسانی در ردیف مدیریت تولید، مدیریت مالی و غیره قرار گرفته و انجام امور مربوط به آن به عهده حوزه ای معین واگذار گردیده است. این حوزه ممکن است مستقیما تحت نظر ریاست سازمان باشد یا با واسطه هایی تحت نظر وی قرار گیرد.

سازمان به دست انسان طراحی و اداره میشود و انسان شاغل در کل سازمان موضوع اصلی مدیریت منبع انسانی هستند.

عوامل مهم در گسترش نقش مدیریت منابع انسانی

  • نقش مدیریت منابع انسانی نخست، تشخیص استعدادهای بالقوه نیروهای شاغل در سازمان و سپس فراهم آوردن امکاناتی برای شکوفایی آنهاست.
  • مدیریت منابع انسانی در طرح ریزی برنامه های مهم و استراتژیک مشارکت فعالی دارد و به طور کلی، جایگاه به مراتب والاتری نسبت به گذشته در سازمان یافته است.
  • تغییر و تحولات سریع و پیچیده تر شدن محیط از جمله عواملی مهمی است که در گسترش نقش مدیریت منابع انسانی در سازمان موثر بوده است.
  • مسایل ناشی از پیری یا جوانی نیروی کار از جمله مشکلاتی است که سازمان به طور اعم و مدیریت منابع انسانی به طور اخص، با آن مواجه است.

وظایف مدیریت منابع انسانی

  • نظارت بر استخدام در سازمان: این امر بایستی در چارچوب قانون صورت گیرد و حقوق قانونی متقاضیان پایمال نگردد. 
  • تجزیه و تحلیل مشاغل: ویژگی های هر یک مشخص و معین گردد.
  • برنامه ریزی برای تامین نیروی انسانی مورد نیاز سازمان. 
  • کارمندیابی: شناسایی کسانی که شرایط کافی را برای استخدام در سازمان دارا هستند. 
  • انتخاب و استخدام بهترین و شایسته ترین نیرو های ممکن برای تصدی مشاغل مورد نیاز.

راههای اثر بخشی بیشتر مدیریت منابع انسانی

در حال حاضر به دلیل تغییر در فلسفه وجودی مدیریت منابع انسانی و گسترش وظایف آن و همچنین جدا ناپذیری مسایل سازمان و مدیریت از مسایل پرسنلی، بیش از هر زمان دیگری لازم است که معاون نیروهای انسانی، به عنوان عضوی رسمی و دایمی در برنامه ریزی های مهم و سیاست گذاری های استراتژیک سازمان دخالت داده شود.

تحقیقات نیز نشان میدهند که در سالیان اخیر، معاونت نیروی انسانی در ردیف معاونت مالی، معاونت تولید و سایر معاونت ها قرار گرفته، مسئول آن در جلسات هیات مدیره حضور داشته و اغلب به عنوان یکی از اعضای هیات انتخاب میگردد.

نقش منابع انسانی در سود بخشی سازمان

وظیفه اصلی مدیریت منابع انسانی رسیدگی به امور مربوط به کارکنان است و مسئولان و متخصصان امور پرسنلی وقت زیادی صرف آن می کنند. اما پرداختن به این امور تنها وظیفه مدیریت منابع انسانی نیست وتصمیم گیری ها و عملکرد مسئولان پرسنلی اغلب به طور مستقیم در سود بخشی سازمان تاثیر می گذارد.

هدف اصلی مدیریت منابع انسانی در هر سازمان کمک به عملکرد بهتر در سازمان برای نیل به اهداف سازمانی است. کمک به افزایش تولید و بهره وری موثرترین کمکی است که میتوان به سازمان نمود.

خلاصه فصل دوم كتاب مديريت منابع انساني- تاليف اسفنديار سعادت

تاريخچه پيدايش مديريت منابع انساني

عوامل موثر در شكل گيري مديريت منابع انساني

  1. پيشرفت و تحول سريع تكنولوژي و تخصصي شدن مشاغل در اثر انقلاب صنعتي. 
  2. اوج گيري نهضتهاي كارگري و ظهور اتحاديه ها كه به نمايندگي از تمام كارگران باكارفرمايان وارد مذاكره شدند. 
  3. مديريت علمي 
  4. روانشناسي صنعتي 
  5. ظهور و ورود متخصصان و كارشناسان نيروي انساني به صحنه و انجام مجموعه اي از وظايف تخصصي در زمينه هاي استخدام، رفاه كاركنان،  قيمت گذاري كار، ايمني و آموزش، و خدمات پزشكي و ايجاد حوزه خاصي در سازمان براي نظارت بر اين فعاليتها 
  6. مكتب روابط انساني

 انقلاب صنعتي

  • فلسفه نوين مديريت منابع انساني، ساختار و سازماندهي آن به شكل امروزي همگي نتيجه تعامل ميان مجموعه حوادث و تحولاتي است كه با وقوع انقلاب صنعتي در انگلستان (حدود سال 1760) آغاز شده است و تا به امروز ادامه دارد. 
  • منظور از انقلاب صنعتي، جانشين كردن ماشين به جاي انسان در صنعت است.

 وضعيت پس از انقلاب صنعتي در مقايسه با قبل آن

  1. ماشين به جاي انسان كه افزايش چشمگير توليد را موجب گرديد. 
  2. پيدايش كارخانه هاي بزرگ به جاي كارگاه صنعتي كوچك. 
  3. براي اولين بار تمركز عده كثيري كارگر در يك مكان و زير يك سقف و استخدام را ايجاب نمود. 
  4. موارد 2 و 3 سبب بوجود آمدن نياز به نظام جديدي كه سرپرستي و كنترل گروههاي كارگري را امكان پذير نمايد، گرديد. 
  5. مورد 1 امكان تقسيم كارها به اجزاي كوچكتر را موجب گرديد كه به اين ترتيب هر كس موظف به انجام بخش كوچكي از كل كار مي گرديد، در صورتي كه قبلا مجموعه اي از كارهاي متفرقه و پراكنده توسط يك نفر انجام مي گرديد. 
  6. مورد 5 سبب مهارت در يك كار و سرعت بيشتر در انجام كارها گرديد. 
  7. مورد 5 موجب شدكه كارها همه با هم در يك ساعت معين شروع و خاتمه يابد. 
  8. وضع قوانين و مقررات و سرپرستي و نظارت دائم توسط مديريت، جهت اطمينان از پيش رفت كارها در طي روز طبق برنامه . 
  9. مورد 8 منجر به پيدايش سلسله مراتب جديد، متشكل از مالكان كارخانه، مديران، سرپرستان، سركارگران و كارگران گرديد.                          
ادامه نوشته

خلاصه کتاب مدیریت بازاریابی - کاتلر ( فصل اول)

ارزیابی نقش حساس بازاریابی در عملکرد سازمان

چالشهای فعالیتهای اقتصادی در اقتصاد جهان کدامند؟

1-      اقتصاد جهانی- پیوندهای استراتژیک بین رفقا

2-      شکاف درآمد که برای کاستن از آن دو راه حل وجود دارد.الف) تجارت متقابل که در آن کشورهای فقیر برای کالاها و خدمات خریداری شده به جای پول کالا تحویل می دهند.ب) تحقق تحویل بیشتر، دریافت کمتر.

3-      محیط زیست و بازاریابی متعهد از نظر اجتماعی ، سیاستهای سبز مذیت رقابتی

4-      پیشرفتهای تکنولوژیک : بازاریابان هوشیار تکنولوژی را موجد جریان بی پایان فرصتها می دانند.

5-      مشتری قدرتمند

6-      سایر مسائل

بازاریابی چیست؟

 فرآیند اجتماعی و مدیریتی است که به وسیله آن، افراد و گروهها نیازها و خواسته های خود را از طریق تولید، عرضه و مبادله کالاهای مفید و با ارزش با دیگران تامین می کنند.

·         نیاز انسانی: عدم دسترسی به یک رضایتمندی اساسی است.نیاز در بافت حیاتی انسان و روان او وجود دارد.

·         خواسته ها: میل و علاقه به اقلام خاصی که بر طرف کننده نیاز است.خواسته بسیار زیاد است. خواسته های بشر توسط نیروی اجتماعی و نهادهای فرهنگی در حال تغییرو تحول است.

·         تقاضا: همان خواستار شدن بعضی از محصولات خاص است که با نوعی توانایی و تماس برای خیرید همراه شده باشد. خواسته ها زمانی به تقاضا تبدیل می شوند که با قدرت خرید همراه شوند.

·         کالاها: هر چیزی است که بتوان برای تامین یک نیاز یا خواسته عرضه کرد. یک کالا از سه جزأ تشکیل می شود: محصول فیزیکی، خدمت و ایده، محصولات فیزیکی، وسائل ناقل برای ارائه خدمات به ما هستند.

·         وظیفه بازاریاب : فروش مزایا یا خدمات درون محصولات فیزیکی و نه تشریح ویژگیهای فیزیکی آن ها. فروشندگانی که به جای تفکر درباره نیاز مشتری، در اندیشه محصول فیزیکی باشند دچار نزدیک بینی بازاریابی هستند.

·         فایده: برآورد مصرف کننده از استعداد و توانایی کلی محصول ، برای تامین نیازها بیشتر است.

·         فایده از نظر دی رُز: تامین نیازهای مشتری همراه با رضامندی که با حداقل هزینه ممکن از بدست آوردن مالکیت و استفاده بدست می آید.

·         مبادله: دریافت چیزی مطلوب از دیگری، در مقابل پرداخت ها به ازای آن.

ادامه نوشته

خلاصه كتاب تئوري سازمان نوشته : خانم جو هچ - فصل اول

چرا تئوری سازمان را مطالعه می کنید؟

در آکسفورد تئوری را چنین تعریف کرده اند:

تئوری: 1) سیستمی از ایده ها است که چیزی را تبیین می کند، به طور خاص سیستمی که متکی بر اصول اصلی است. 2) دیدگاهی نظری 3) فضای دانش تجریدی یا تفکر نظری 4) شرح اصول یک علم

تئوری پرداز: مبدع یا صاحب یک یا چند تئوری

تئوری پردازی: درگیرشدن در ساخت یک یا چند تئوری

تئوری نوعی تبیین است، یعنی تلاشی برای تبیین بخشی از تجربه در جهان.

پدیده مورد بررسی: پدیده خاصی که یک تئوری آن را تبیین می کند: (مثال: سازمان که توسط  تئوری سازمان تبیین می شود)

در نهایت تئوری را می توان چنین تعریف کرد: تئوری ها از یک سری واقعیات شکل گرفته است که از مفاهیم تشکیل شده اند. پوزیتیویست ها عقیده دارند که تئوری ها را می توان بصورت فرمول بیان کرد.

مفاهیم طبقه بندی هایی را برای نظم دهی سازمان دهی و ذخیره سازی تجربه فراهم می سازد. مفاهیم ایده هایی هستند که از طریق فرایند انتزاعی سازی شکل می گیرند (انتزاعی سازی: شکل گیری یک ایده از طریق تفکیک سازی ذهنی از نمونه های خاص)

هیچ پایانی برای غنی سازی مفاهیم وجود ندارد و می توان از طریق افزودن مفاهیم پایه دانش خود را توسعه داد.

وقتی مفاهیم را با هم پیوند می دهیم، تئوری ها و دانش شکل می گیرد. مفاهیم از انتزاعیات شکل گرفته اند و خود شکل دهنده تئوری ها هستند. دیدگاه های مختلف، تئوری ها و در نتیجه ادبیات متفاوتی دارند.

برای برخی "تئوری" اصطلاحی مبالغه آمیز و تهدید کننده است و سازمان واژه ای انتزاعی است، با کنار هم قرار دادن این دو واژه تئوری سازمان شکل می گیرد که به نظر خشک و غیر قابل تحمل می رسد.

هچ: به علت گوناگونی حوزه های دیگر مطالعه که تئوری سازمان از آنها الهام می گیرد و به دلیل اینکه نمی توان سازمان ها را صرفا به وسیله یک تئوری واحد تبیین کرد، تئوری سازمان همیشه متنوع بوده و همیشه تئوری های متعددی در خود خواهد داشت.

کاربرد تئوری ها چیست؟

1- این حوزه مطالعه شیوه های مؤثر اندیشیدن را به روی ما می گشاید.

2- به تحلیل موقعیت های پیچیده و کشف ابزار اثر بخش برخورد با آنها کمک می کند.

3- ذهن را نسبت به جنبه های متعدد زندگی درون و برون سازمان باز می کند.

4- Application of theory is creative act

این مسئله که فکر کنیم تئوریها راه حل دقیقی برای حل مسئله ارائه می دهند ساده لوحانه است.

وظیفه اصلی علم این نکته است که کدام تئوری ها صحیح ترند.

یکی از مسائل فراروی آزمون تئوریهای سازمانها به شیوه علمی آن است که پدیده های مورد بررسی غالبا به صورت مستقیم قابل تایید نیستند، یعنی آنچه می توان مشاهده کرد از مفاهیم و روابط تئوریک که می خواهیم آن را آزمون کنیم به مراتب فاصله دار تر است.

در این مثال تئوری پردازان نمی توانند در مورد آنچه عملکرد را تشکیل می دهد یا چگونگی سنجش آن توافق کنند.

پیچیدگی سازمان، تنوع تئوری سازمان و نگاه های چندگانه به آن را منجر می شود. اولین بار مورگان دیدگاه های مختلف را در کتابparadigms & organizational analysis  sociological طبقه بندی نمود.

پیچیدگی و گوناگونی سازمان ها نشان می دهد که نگاه های مورد استفاده شما، برداشتهایتان را از واقعیت سازمانی تحت تاثیر قرار خواهد داد. توجه به جنبه های خاص سازمان به معنی نادیده گرفتن جنبه های دیگر است. البته پذیرفتن نگاه های متعدد نسبت به نگاه تک بعدی جنبه های بیشتری از سازمان را روشن می سازد. نگاه های متعدد نیز چون بر اساس پیش فرض های متعدد و متنوع تدوین می شوند مفاهیم و نگاه های رقیب یا متعارض پدید می آورند که نتیجه آن ممکن است تئوری سازمان نا مطمئن، مبهم و متناقض باشد.

در این کتاب سه دیدگاه مدرن، نمادین- تفسیری و پست مدرن مورد بررسی قرار می گیرد. برای مقایسه این سه دیدگاه باید دو عنصر فلسفی را بررسی کرد.

1- هستی شناسی (ontology) : توجه به مفرضات ما در مورد واقعیت

2- معرفت شناسی (epistemology): چگونه می توانیم به شناخت برسیم، چگونه انسان دانش خلق می کند، چگونه واقعیت را نمایش می دهید یا توصیف می کنید؟

معرفت شناسی عینیت گرا بر این باور است که محقق یا هر فرد دیگری می تواند صرفا پدیده ها را از طریق مشاهده مستقل بشناسد.

از دیدگاه ذهنی گرایان، همه انواع دانش از جهان، اگر جهان به معنای عینی وجود دارد از طریق عالم پالایش می شوند و بدان طریق به نحوه ای قدرتمند بوسیله فرایندهای شناختی یا نیروهای اجتماعی و فرهنگی تغییر داده می شود.

 مدرن

 نمادین - تفسیری

 پست مدرن

 هستی شناسی

 عینیت گرایی، خارج از ذهن

 ذهنیت گرایی، درونی

 پست مدرنیسم، جهان از طریق زبان ظهور می کند

 معرفت شناسی

 کشف حقیقت از طریق مفهوم سازی، واقعیت عینی و فیزیکی مورد بحث است .

پدیده مورد مطالعه مستقل از مشاهده گر است.

 تفسیر گرایی، دانش به صورت اجتماعی ساخته شده، دانش نسبی است نه مطلق، تفاسیر چندگانه ای از واقعیت وجود دارد، واقعیت به معنا و توافق ما نیاز دارد

 هیچ دانشی نمی تواند دانش واقعی را توصیف کند چرا که معانی ساده وجود ندارد

 شناخت شناسی:

1. عینیت گرا: مدرنیسم، شناخت شناسی مقدم بر هستی شناسی است.

2. ذهنیت گرا : نمادین- تفسیری

3. موضع سوم: پست مدرن، ضرورت هستی شناسی و تبعیت شناخت شناسی از آن

 

راهبرد مدل مازلو در پیش‌بینی رفتار خریداران

پیش‌بینی رفتارهای خرید مصرف‌کنندگان یک نیاز اساسی برای بازاریابان و فروشندگان است چرا که با تعیین آن کامیاب خواهند شد و در صورت پیش‌بینی نادرست ناکام. اما چگونه می‌توان به این پیش‌بینی، یعنی تعیین نوع رفتارهای خرید مصرف‌کنندگان دست یافت؟

دانش روانشناسی تا حدودی قادر است نوع رفتارهای خرید مصرف‌کنندگان را تعیین کند. برپایه ی این دانش و با کسب آگاهی از نیازها و محرک‌های درونی مصرف‌کنندگان، می‌توان کالایی متناسب با نیازهای آن‌ها تولید و به آن‌ها عرضه کرد. افزون بر آن کارگزاران تبلیغات با شناسایی و درک سبک و نحوهء زندگی بیش‌تر مشتریان در بازار هدف و آگاهی از علایق و انگیزه‌های آن‌ها در مراحل مختلف زندگی، قادر خواهند بود با طراحی و ایجاد تبلیغات متناسب با نیازها و خواسته‌های مصرف‌کنندگان به موفقیت بیش‌تری برای هدف‌های از پیش تعیین شده و پیشبرد فروش دست یابند. در ادامه، متکی بر «نظریهء سلسله مراتبی نیازهای مازلو» سعی شده چارچوبی فراهم آید تا بازاریابان در پرتو آن بتوانند رفتار خرید یا نیازهای مشتری را پیش‌بینی کنند. به عبارت دیگر با این نگرش، بازاریابان می‌دانند مشتری در جست‌وجوی چه نوع کالا یا کالاهایی است، چه کالاهایی برای او اهمیت بیش‌تری دارد و چه کالاهایی کم‌اهمیت‌ترند.

پیش‌بینی رفتارهای خرید مصرف‌کنندگان براساس مدل مازلو
احساس محدودیت همان نیاز است و انسان دارای نیازهای پیچیده‌ای است. آبراهام مازلو، روانشناسی بود که دربارهء افراد موفق تحقیق و بررسی کرد. وی سلسله مراتب نیازهای انسان را شناسایی و آن را به پنج طبقهء اصلی تقسیم کرد. به عقیدهء مازلو، به محض این که نیازهای مرحلهء اول انسان برآورده شود، او وارد مرحلهء دوم و سپس مرحلهء سوم و همین طور مراحل بعدی می‌شود. در ادامه به طور خلاصه این مراحل و ارتباط آن‌ها با کالاهای مختلف مورد نیاز مصرف‌کنندگان تشریح می‌شود.

  • مرحلهء اول: نیازهای جسمانی(physiological needs)
    این گونه نیازها، جزو اصلی زندگی انسان هستند نظیر غذا، آب، سرپناه، هوا و خواب. افرادی که در این مرحله هستند، احتمالا پول زیادی ندارند و تامین غذا و سرپناه و اسباب و لوازم اولیهء زندگی باید از اولویت‌های اصلی آن‌ها باشد، بنابراین آن‌ها محصولات ارزان‌تری را خریداری خواهند کرد حتی اگر از کیفیت خیلی خوبی برخوردار نباشند، چرا که آن‌ها قادر به خرید محصولاتی با کیفیت بهتر نیستند. این افراد به هر آنچه که منجر به صرفه‌جویی در هزینه و پس‌انداز پول آن‌ها شود گرایش می‌یابند.
ادامه نوشته

تئوریهای X و Y داگلاس مک گریگور

داگلاس مک گریگور دو دیدگاه متمایز از انسان ارائه کرد : یک دیدگاه اصولاً منفی که آن را تئوری  ایکس  (x)خواند و یک دیدگاه مثبت که آن را تئوری ایگرگ (y)نامید.مک گریگور پس از مشاهده نوع رفتار مدیران با کارکنان به این نتیجه رسید که یک مدیر از این دیدگاه به ماهیت نوع انسان توجه می کند که مفروضات خاصی را در نظر گرفته است و بر آن اساس رفتار خود را با زیر دستان تنظیم می نماید.

تئوری ایکس (x)بر اساس مفروضات زیر قرار دارد و مدیر از این زاویه به کارکنان توجه می نماید.

الف (کارکنان به صورت فطری و طبیعی کار را دوست ندارند و در صورت امکان سعی می کنند از انجام آن اجتناب نمایند.

ب( از آنجا که کارکنان کار را دوست ندارند ، باید آنان را مجبور کرد و کنترل نمود و یا تهدید کرد تا بتوان به هدفهای مورد نظر دست یافت.

ج کارکنان از زیر بار مسئولیت شانه خالی می کنند ، لذا باید به صورت رسمی آنها را هدایت و رهبری کرد.

د بیشتر کارکنان امنیت را بالاتر از عوامل دیگر مربوط به کار ، قرار می دهند و هیچ نوع جاه طلبی و بلندپروازی ندارند.

تئوری ایگرگ (y)براساس مفروضات زیر قرار دارد و مدیر از این دیدگاه به کارکنان نگاه می کند.

الف) کارکنان کار را امری طبیعی و همانند تفریح یا بازی می پندارند.

ب)  کسیکه خود را به هدف یا هدفهایی متعهد نموده است دارای نوعی خودرهبری و خودکنترلی می باشد.

جبیشتر افراد می توانند مسئولیت بپذیرند و حتی در پی پذیرفتن مسئولیتها برآیند.

دخلاقیت، یعنی توانایی برای گرفتن تصمیمات خوب و بیشتر افراد جامعه دارای این ویژگی هستند ، این امر تنها از ویژگی های مدیران نیست.

طبق نظریه مازلو و این نظریه می توان مشاهده کرد که اساس تئوری ایکس (x)براین فرض قرار می گیرد که نیازهای رده پایین حاکم بر فرد هستند . مفروضات تئوری ایگرگ(y) براین اساس قرار می گیرد که نیازهای رده بالاتر بر فرد حاکم هستند .

مک گریگور براین باور بود که مفروضات تئوری ایگرگ (y)، نسبت به مفروضات تئوری ایکس(x) از اعتماد بیشتری برخوردارند، بنابراین او پیشنهاد کرد که مشارکت در تصمیم گیری، پذیرش مسئولیت و قبول کردن کارهای هماورد طلب و روابط کارگری از جمله راهها یا رهیافت هایی است که می توان بدان وسیله انگیزش شغلی فرد را به حداکثر رسانید.

استعاره های تئوری سازمان  

استعاره های تئوری سازمان     

دیدگاه

استعاره

سازمان به عنوان...

مدیر به عنوان...

کلاسیک

ماشین

ماشینی که مدیریت برای تحقق اهداف از قبل تعریف شده خود طراحی و می سازد.

مهندسی که ماشین سازمانی را طراحی کرده و راه اندازی می کند.

مدرن

موجود زنده

سیستم زنده ای که کارویژه های ضروری برای بقا با جهانی متخاصم را انجام می دهد.

بخشی از یک سیستم انطباقی که با دیگر اجزاء سیستم وابستگی متقابل دارد.

نمادین- تفسیری

فرهنگ

الگویی از معانی که به واسطه روابط انسانی از طریق ارزش های مشترک، سنت ها و رسوم خلق و حفظ می شود.

مصنوعی که دوست دارد نماد سازمان باشد.

پست مدرن

پرده نقاشی (کولاژ)

تئوری سازمان نوعی اثر هنری است متشکل از قطعات دانش و درک که برای تشکیل دیدگاهی جدید که ریشه در گذشته دارد، کنار هم قرار می گیرند.

یک نظریه پرداز، نظریه پرداز یک هنرمند است .


محدودیت های درک استعاره ای:

استعاره فقط شباهت های بین دو پدیده را نشان می دهد؛ در مورد تفاوت های بین آن دو پدیده سخن نمی گوید. چون استعاره متکی به شناسایی شباهت های بین پدیده های ناهمسان است، زمانی که از استعاره برای درک پدیده ای در قالب پدیده دیگری استفاده می کنید، غالبا به تفاوت های قابل توجهی که بین آن دو پدیده وجود دارد یا تأکید نمی کنید یا اینکه تفاوت ها را به کلی نادیده می گیرید.

محدودیت های استعاره ای سازمان دلالت بر آن دارد که هیچ کدام از آنها به تنهایی درک مکفی فراهم نمی کنند که دانش سازمانی بر آن بنا شود.